تبليغاتX
آدمک

تكبير نمازم را كه ميگفتم
حسادت خدا آغاز ميشد ...
به تو
كه عطر آغوشت شامه اش را آزار ميداد
شايد به همين خاطر بود كه نمازهايم را قبول نميكرد
و دعاهايم را
شايد براي خود رقيب پيدا كرده بود ...
افسوس
سفر را طاقت نياوردي
نمازم شكسته شد
و يادت شكست...
لينك مطلب | سه شنبه 10 آذر1388 | 













شايد هم اين ما هستيم كه پيش واژه ها زانو ميزنيم و لياقت اونها رو نداريم .
..


+ خيلي سالها پيش روزهايي بود كه تمام كار برادرم شده بود گوش دادن به آهنگ
" يه شعله ي شكسته ، يه شمع رو به بادم " ، طوريكه ميرفت رو اعصابم
حالا من چند روزيه كه دارم ميرم رو اعصاب ديگران ...
لينك مطلب | شنبه 7 آذر1388 | 













يكي از افتخارات بزرگ زندگيم اينه كه بسيجي نبودم!

+ چندوقت پيش اولين نفري رو كه قراره سرپل صراط يقه شو بگيرم پيدا كردم كه طرف يك حاجي بسيجي بود!

+ نفر واحد شمارش شتر هم هست!
لينك مطلب | دوشنبه 2 آذر1388 | 













تو از رگ گردن به ما نزديكتري
و ما تيغي در دست
تا رگ خود را بزنيم ...


+ الف‎ ‎تا ي جان نسبتا عزيز! به جان مامان گشتاسب نفهميدم چي گفتي!


+ داداش آبجي اخوي همشيره : اين وبلاگ مگه سنگ قبره كه هركي فاتحه بلد نيس بخونه فقط گل ميزاره تو كامنتا؟! لااقل قبلش با آب بشورين!
لينك مطلب | سه شنبه 26 آبان1388 | 













تمامی لغتنامه ها را که بگردی
هیچ کلمه ای را پیدا نمیکنی
که وسعت دوست داشتن
و عشقی را که در قلب من است شرح دهد ...
پس آنگاه است که بی ارزش بودن واژه ها را در می یابی
آری واژه ها نیز به زانو در می آیند.
لينك مطلب | چهارشنبه 20 آبان1388 | 













حرف خاصی نیست ،
                         غرض
ابراز وجود بود
                     که حاصل شد !

 

+ خوب انسان نمیتونه همزمان کنار چشم این کشور گربه ای هم آش بخوره هم اینکه هرروز آپ باشه!

+ بدینوسیله اعلام میکنم که زنده هستم و هرگونه شایعات سایت های مغرض درباره کشته شدن اینجانب در اغتشاشات اخیر از بیخ و بن تکذیب می شود !

+ چی ؟ میگی پس این حرفا چی بود؟ نه جانم خودم حالیمه اینا حاشیه بود نه حرف خاص!

لينك مطلب | چهارشنبه 1 مهر1388 | 













چه گرد و خاکی
                          گرفته اینجا    رو !
لينك مطلب | دوشنبه 15 تیر1388 | 












Home | Archive | Contact US | RSS