در این تاریکی
روی نت ٫لا٬
"سهراب"
عمران صلاحی
Pagerank به معنای رتبه صفحه است و در اصل امتیازی است که گوگل برای هر صفحه وب قائل میشود . برای دیدن رتبه صفحات یک سایت میتوانید تولبار گوگل را دانلود و روی IE خود نصب کنید تا به محض ورود به هر صفحه ای امتیاز آن صفحه را روی نوار ابزار گوگل مشاهده کنید .
تئوری عملکرد PageRank :
امتیاز بندی صفحات به این صورت است که یک لینک از یک صفحه وب به یک صفحه دیگر که در یک سایت دیگر است به معنای یک امتیاز مثبت برای صفحه مقصد حساب میشود . چون وب مسترها لینک سایت هایی را در سایت خود قرار میدهند که فکر میکنند برای بازدید کنندگان سایتشان جالب و با ارزش باشد . گوگل از تعداد این لینک های ورودی به صفحات سایت های دیگر ، برای قضاوت درباره امتیاز دهی به آنها و نیز مرتب کردن آنها در هنگام جستجو در گوگل استفاده کرد . برای مشاهده لینک های ورودی به سایت خود میتوانید جمله link:http://www.yourURL.com را در گوگل وارد کنید تا لیست سایت هایی که به شما لینک داده اند را مشاهده کنید . البته هنوز گوگل تمامی لینک های ورودی به سایت را نشان نمی دهد .

PageRank چگونه محاسبه میشود :
راحت ترین سخن درباره محاسبه اش اینه که PageRank با استفاده از اشتراک گرفتن تمامی لینک های ورودی به سایت شما محاسبه میشود . البته این موضوع اکیدا صحیح نیست ، چون گوگل لینک های داخلی را هم در محاسبه شریک میکند . همچنین رتبه PageRank صفحه ای که به شما لینک داده هم ، در بالا بردن رتبه سایت شما موثر است . بعلاوه تعداد لینک های خارجی که در صفحه مبدا وجود دارد نیز در رتبه سایت مقصد تاثیر دارد . بطور عمومی 85% از رتبه سایت مبدا همراه با لینک به سایت مقصد ارسال میشود . پس یک صفحه وب با پیج رنک 5 و فقط با یک لینک خارجی در صفحه اش( که همان لینک سایت شماست) باید 85% از اعتبار رتبه 5 را برای صفحه ای که به آن لینکیده ارسال کند .
ولی در واقع هیچ صفحه ای فقط یک لینک ندارد – به یاد آورید که لینک های داخلی هم اغلب اوقات در محاسبه بحساب می آیند – پس میزان پیج رنک ارسالی عبارت است از 85% از پیج رنک همان صفحه تقسیم بر تعداد لینک های خارجی .
سوالی که اینجا مطرح میشه اینه که تفاوت رتبه های پیج رنک چقدر است و مثلا رتبه 4 با 5 چقدر تفاوت داره ؟ چیزی که معلومه اینه که اعداد گوگل در پیج رنک فقط یک عدد ثابت نیستند و نشان دهنده یه بازه عددی هستند . بنابر این تمام پیج رنک های 5 با هم مساوی نیستند .
منبع:ماکرومدیا ایکس
آن ماری
حسین پناهی
احمد شاملو
شفيعی کدکنی
"ناشناس"
قالبی بسیار ساده سبک و شیک که تجهیزات بسیار ضروری برای یک وبلاگ خوب رو داره
امکان جستجو در تمام مطالب وبلاگ مخصوصا آرشیو ها
یک شمارنده برای وبلاگ که از ضروریاته
نمایش رنک وبلاگ یا همان ارزیابی وبلاگ شما از دید گوگل که یک امتیازی از ۱ تا ۱۰ به وبلاگ شما میده
یک منوی بسیار زیبا و شیک در قسمت بالای وبلاگ که قالب رو زیباتر کرده و ...
برای گرفتن قالب و دیدن عکس اون بر روی ادامه مطلب کلیک کنید
سونای آکين
متين السادات عرب زاده
حرف ساده و كپي مجدد آن به كليپ بورد حافظه را از اطلاعات غير ضروري تخليه خواهد كرد.
رنگ و خميده نوشتن در مايكروسافت ورد
براي پر رنگ كردن Bold و خميده نوشتن Italic كلمات در مايكروسافت ورد راههاي فراواني مانند Ctrl B و Ctrl I وجود دارد. ساده ترين روش پر رنگ نوشتن كلمات و جملات تايپ علامت ستاره (شيفت و عدد 8) بدون فاصله دقيقاً در ابتداي كلمه و جمله و تايپ مجدد و بدون فاصله آن در انتهاي جمله است. خميده كردن كلمات هم با قرار دادن علامت خط تيره (شيفت و علامت منها) در اول و آخر كلمات انجام ميشود.
كيبورد مجازي در ويندوز XP و ME
همه ما نمي توانيم و يا نمي خواهيم با كيبورد تايپ كنيم. با كيبورد مجازي ويندوز و كليك ماوس ميتوان در نرمافزاري تايپ كرد. براي راه اندازي كيبورد مايكروسافت ابتدا با دگمه استارت شروع كرده و سپس Run را از آن انتخاب كنيد در محل مخصوص دستور اجراي فرامين 3 حرف osk كه كوتاه شده On Screen Keyboard است را وارد كرده و سپس دگمه OK را فشار دهيد تا كيبورد ويندوز در مانيتور ظاهر شود. حالا با استفاده از ماوس و كليك بر روي حروف ميشود به راحتي تايپ كرد.
بابک پردل
هيچ قانون سخت و قاطعي براي بوجود آوردن يك وبلاگ وجود ندارد. با رعايت چند نكته وبلاگ نويسان مي توانند ميزان مقبوليت وبلاگ خود را افزايش دهند.
به موضوع اهميت دهيد:
در يك وبلاگ موضوعات مختلفي مي تواند وجود داشته باشد ولي مطالب موجود در هر شاخه بايد متناسب با يك موضوع مشخص باشد.
بازديد كنندگان وبلاگ شما وقتي وارد شاخه مورد علاقه خود مي شوند دوست دارند مطلبي متناسب با موضوع كه...
مورد پسند آنها قرار گرفته است پيدا كنند پس آنها را نااميد نكنيد. بيشتر خوانندگان وبلاگ علاقه اي به دانستن اينكه مثلاً شما براي صبحانه چه خورده ايد ندارند! اگر چه ممكن است براي آنها ميزان كالري يك صبحانه معمول جالب باشد. يك موضوع براي وبلاگ خود تعيين كنيد و به آن بچسبيد! در اين صورت مي توانيد مطمئن باشيد كه افرادي علاقه مند به موضوع انتخابي وجود دارند كه دوباره به وبلاگ شما سر مي زنند. چون شما همان چيزي را فراهم مي كنيد كه انها مي خواهند.
وبلاگ خود را آموزنده نگه داريد
اگر مي خواهيد اين احساس را در بازديدكنندگان ايجاد كنيد كه شما در يك علم يا رشته مسلط هستيد بايد هميشه در جريان اخبار در اين زمينه باشيد. اگر يك محصول را معرفي مي كنيد يا در زمينه اي مطلبي مي نويسيد آن را با حقايق بسنجيد قبل از آن كه آن را در اختيار بازديدكنندگان خود قرار دهيد. چون هميشه اعتبار شما در خطر است. اگر صحبتي داريد و مي خواهيد آن را بيان كنيد آن را خلاصه كنيد و سعي كنيد محتواي ان همانند يك سرمقاله باشد.
خبر قديمي ديگر خبر نيست
در حاليكه مي توانيد روي وبلاگ خود هر روز مطالب جديد قرار دهيد بسيار مهم است كه مطالبي كه ارائه مي دهيد به روز و دقيق باشد و نوشتن يك مقاله در مورد اتفاقي كه شش ماه پيش رويداده است مورد علاقه بسياري نخواهد بود و باز هم اعتبار وبلاگ خود را به خطر انداخته ايد.
شيرين صالحه
زیر آوار موندی و بعد از 5 روز تلاش بی وقفه زیر آوار، نوک انگشتت به موبایلت می رسه وقتی با آخرین جونت دکمه ریدایال رو میزنین همون موقع یه بوق بوق می شنوی یعنی که باتریم تموم شده ...
فرض کن که ...
داری خسته و کوفته از یه کنفرانس حمایت از حقوق زنان و کودکان بر می گردی. اونجا یه سخنرانی عالی کردی و هزار نفر ازت هزار تا سئوال بی ربط پرسیدن و تا نصف شب علافت کردن، ولی وقتی نصف شب داری می ری خونت یه بوکسور سنگین وزن جلو راهتو می گیره و بهت تجاوز می کنه ...
فرض کن که ...
فرض کن هنوز زیر آواری. صدای سگهای زنده یاب رو می شنوی که تا بیست متری تو رسیدن ولی هر چی صبر میکنی سراغ تو نمی آن، آخه بیست متری محل تو یه مغازه قصابی بوده ...
فرض کن که ...
همه عمرت غذای چرب نخوردی، مواظب فشار خونت بودی و وزنتو متعادل نگه داشتی ولی آخر سر بهت می گن سرطان معده گرفتی ...
فرض کن که ...
هنوز یه یه سال نیست که شوهر قبلی ایت برای اینکه حامله نمی شدی طلاقت داده ولی وقتی به خودت می آیی می بینی از اون بوکسور سنگین وزنه حامله شدی ...
فرض کن که ...
بالاخره زنده از زیر آوار درت آوردن ولی آمبولانست تو راه بم تهران چپ می کنه...
فرض کن که ...
یه عمر همه دوستاتو به علت سیگاری بودن، دقت نکردن توی انتخاب همسر و اخلاق بد و عصبانیت نصیحت کردی ولی وقتی یه شب میری خونت همسرتو با یه معتاد (از اون نوع تو جوبیاش) تو رختخواب تنها می بینی، عصبانی می شی همسرتو می زنی معتاده در میره و پلیس می رسه و مواد یارو رو تو خونت پیدا می کنه ....
فرض کن که ...
همه خواستگارات رو رد میکنی و برای احترام به شأن انسانی بچه بوکسوره رو بزرگ می کنی ولی وقتی بچه هه بیست سالش می شه یه دفعه سر و کله بوکسوره پیدا می شه و ازت شکایت می کنه و حظانت بجه اش رو می خواد.
فرض کن که ...
توی دادگاه خیال می کنی حق با توئه ولی با اینکه قاضی از جرم قاچاق مواد مخدرت می گذره، ولی مجبورت می کنه که از معتاده به علت تهمت و افترا عذر خواهی کنی ...
فرض کن که ...
سالهای سال برای جلوگیری از انقراض نسل گرگهای استان کرمان فعالیت کردی ولی نتونستی نسل اونها رو نجات بدی ولی حالا که آمبولانست چپ کرده و ته یه دره افتادی برق چشای گرگهای کرمانی رو می بینی که نزدیک می شن...
فرض کن که ...
اون بیست سالی که تو داشتی بچه بکسوره رو بزرگ می کردی دوستای دیگت کارهای تو رو دنبال کردن و حتی بعضی هاشون نوبل صلح هم گرفتن ولی دادگاه حظانت بچه بکسوره رو به تو نمی ده چون ابوت رو که نمی شه باطل کرد ...
فرض کن که ...
هر چی داد می زنی که ای بابا یه مرد که نمی تونه هر کاری که دلش خواست بکنه که! بهت می گن چون شما بچه اتون نمی شه اون حق داره هر کاری که میخواد بکنه. تو می گی آخه بابا تقصر اونه ... اونوقت بهت می گن ... اه ...نقص عضو آقاتون حتما به علت اون کتکیه که بهش زدین ...حالا دیه آقاتون رو هم باید بدین ... فرض کن حکم دادگاه اینه که قبل اینکه طلاقت بده دیه آقا رو هم باید بدی ..
فرض کن که ...
توی دادگاه غش می کنی وقتی بچه بوکسور رو ازت می گیرن. می برنت بیمارستان. اولش خیال میکنن که خودتو زدی به موش مردگی و یه آمپول آب مقطر می زنن زیر پوستت تا حالت جا بیاد ولی وقتی خوب و درست بررسیت میکنن می بینن که ای بابا تو سرطان معده داری ...
فرض کن که ...
با اینکه می گی مهرت حلال وجونت آزاد ولی باز هم کلی زندانی می کشی با اینحال توی زندان مکاتبه ای درس می خونی و دکترای جانور شناسی در مورد گرگهای کرمان می گیری ولی وقتی آزاد می شی نسل گرگهای کرمان منقرض می شن.
تو تمام درسای دکترای گرگ شناسی ات خوندی که گرگهای کرمان آدم نمی خورن مگه وقتی یه آدم سرطانی رو که شوهرش طلاقش داده وبچه اش رو هم ازش گرفتن (اگه اینو تو یه کتاب جانور شناسی می خوندی شاخ در می آوردی) ...
فرض کن که ...
از اونجا که خیلی آدم با همت و تلاشی هستی بی خیال جانور و احتمال انقراضشون می شی و می زنی تو کار حقوق و می شی مدافع حقوق زنان ولی درست وقتی دکترای حقوق می گیری دادگاهها اسلامی می شه و همه حق و حقوق ها رو از زنها می گیرن و میدن به مردا ...
فرض کن که ...
وقتی می فهمی سرطان داری دیگه حالت خوب می شه خوشحال می شی و سر میذاری به بیابون سه ماه آزگار هیچ سر پناهی پیدا نمی کنی دیگه حتی به یه خونه خشتی هم راضی هستی ولی وقتی به یه خونه می رسی تا می ری توش زلزله می آد و خون سرت خراب می شه ...
فرض کن که ...
گرگه دهنش رو باز میکنه روی گردنت مذاره و فشار می ده طوری که نشت کردن بذاقش رو تون رگهات حس می کنی ...
حالا می بینی که ...
گرگه بلندت مکنه می بردت توی کوهها بلند. دور از شهر و جاده و آدمها. گوشت شکار می ده بخوری تا قوی و سرحال بیای. بعد از مدتی می بینی که حتی معده ات هم دیگه درد نمی کنه. استخوانای خورد و خمیرت طوری جوش می خورن که استعداد ورزشی ات صد برابر می شن و با گرگ کرمانی تمرین مبارزه تن به تن می کنی. از کوه بر می گردی و بذاق دهن گرگ رو به عنوان داروی سرطان معده معرفی می کنی و جایزه نوبل میگیری. با بوکسور سنگین وزن مسابقه می دی و تا حد مرگ می زنیش و بچه اش رو ازش پس می گیری. ثابت میکنی که حقوق زن و مرد برابره. شوهر سابقت که می بینیه حالا بچه دار شدی دوباره می آد خواستگاریت و تو جواب منفی می دی ...جایزه نوبلت رو به یه انجمن معتادهای گمنام می بخشی تا صرف سالم سازی معتادا بشه و تو دوباره به کوه بر میگردی و با گرگ کرمانی بقیه عمرت رو به خوشبختی می گذرونی!
* به خدا منبعش رو نمیدونم !