تبليغاتX
آدمک

توي ايوون روي تخت به پشتي لم دادي و بساط عيشت جوره ، سماور قلقل ميكنه و چاي قند پهلو حاضره ، قليون هم تا چند دقيقه ديگه باره ، راديو هم داره براي خودش زر زر ميكنه!
همينجوري كه داري چايي رو هورتي ميكشي بالا مجري راديو فرتي ميپره وسط بالا كشيدن چايت و فرمايش ميكنه كه اين بار دست شيطان از پاچه هاليوود بيرون اومده و يه فيلم ساختن كه چي ؟ فرهنگ آبا و اجداديت رو استاد كرده !
يهو تو كه چاي زهرمارت شده با يه سرفه چاي رو تا شعاع شصت متري(خالي بندي) و با يه حركت آكروباتيك به بيرون فواره ميكني ! بعد از اين حركت محير العقول چيكار ميكني؟ دستت رو دراز ميكني زير تخت و لپ تاپ مبارك رو بيرون مي آري و خودت رو در اينترنت وارد ميكني و  توي سايت پربازديد كننده ات كه از در و ديوارش هم تبليغ ميباره فرياد وافرهنگا و واسنتا سر ميدي و داد ميزني كه فرهنگمون بر باد رفت.
عادت كرديم ديگه مگه نه؟
آقايي كه اين همه گلوت رو پاره ميكني واسه فرهنگ غني كشورت ميشه بفرمايي خود تو چه غلطي! براي همين فرهنگ كردي؟ آقاي مدير سايت كه نداي وافرهنگا سردادي خود تو قبلا كجاي سايتت دم از فرهنگ كشور زدي؟
آقاي مسئول مربوطه كه به قول بروبچ نفس كشيدن رو فيلتر ميكني شما غير از همين جنگولك بازيها چه كاري كردي؟  شمايي كه دم از موسيقي غني كشورت ميزني چرا نشون دادن چند تا چوب و سيم برات زور داره ولي پخش صداي همون چوب و سيم مستحبه؟ شكل چوب انسان رو به رقص درمياره يا صداش؟ كدوم يكي؟
آره ما همه خوبيم ...
تويي كه اين عمل ننگين بار هاليوود رو روزي صدبار ميكوبي توي سر مردم ، كدوم فيلم رو براي جمشيد و قوم آريايي ساختي؟ جوابت اينه كه يه كارتون گوگوري كه جمشيد ديو رو شكست ميده؟ توانايي تون در همين حده؟ راستي اين انيميشن را در سينماهاي خارج هم به نمايش خواهيد گزارد آيا؟!
شمايي كه نگران روح ناآرام كوروش هستي و هرروز صدتا كاريكاتور ميكشي كه نميدونم از كجات درمياري اصلا  تا حالا اسم تنگه بلاغي پاسارگاد رو شنيده بودي؟
فرهنگمون رو تو كدوم كشور به نمايش گزاشتيم؟ مي آي فيلم اخراجي ها رو تو كشور بيگانه اكران ميكني كه فرهنگ جبهه رو به فرنگي ها نشون بدي؟ اما به اون مغز فندقي ات يه نمه فشار نمي آري كه اگه يه اجنبي اين فيلم رو ببينه چه فكري ميكنه؟
يونسكويي كه هيچ سالي رو به اسم كسي نميزنه به درخواست تركيه سال 2007 رو به مناسبت هشتصدمين سال تولد مولانا به اين نام زده و تركيه هم مليارد مليارد پول واسه ساخت فيلم مولوي خرج كرده تازه رئيس كميته بزرگداشت مولوي هم گفته كه قصد داره مثنوي معنوي رو به تمام زبان هاي دنيا ترجمه كنه حتي به فارسي !
ما كدوم فيلم رو ساختيم؟ كدوم فيلم رستم و اسفنديار رو ساختيم ؟ كدوم فيلم مولوي رو ساختيم؟
واقعا چه بر سر ما اومده؟
چه بر سرمون اومده كه هنوز سر اسم خليج فارس و اينكه انرژي هسته اي حق مسلم ماست درگيريم.
سال گذشته كه اصفهان شده بود پايتخت جهان اسلام چه گلي به سر اين شهر زده شد؟ چند تا بروشور؟ سال گذشته كه سال پيامبر بود چه كاري انجام شد ؟ جز توهين و افترا ؟ تلويزيوني كه توهين دانمارك رو روزي هزار بار بهش ميپرداخت وقتي يه سازمان داخلي همين عمل رو مرتكب شد چكار كرد؟ مسئولان داخلي قديس هستند و اجنبي ها ابليس؟
من از سياست نه چيزي ميفهمم و نه خوشم مي آيد ولي اين را ميدانم كه ترويج فرهنگ و مهرباني قوم ايراني اين نيست كه توي يك سيرك سياسي با يك اولتيماتوم 48 ساعته فرش نفيس و پسته و لباسهاي هاكوپيان را به عده اي متجاوز هديه بدهيم و باكمال افتخار ! آنها را آزاد كنيم و در عوض با باتوم بزنيم بر سر معلمي كه حقش را ميخواهد و شب عيد در زندان و دور ازخانواده اش از او پذيرايي كنيم.
ما ملت با فرهنگ و با تاريخي تمدني طولاني هستيم . و براي اين تمدن از جان مايه ميگذاريم . گور پدر كساني كه ميخواهند به اين فرهنگ لطمه بزنند ، بگزاريد هركاري كه ميخواهند بكنند ، اصلا بروند فيلم ششصد بسازند ، خليج فارس را هم بكنند خليج عربي، مولوي هم كه يك بيت تركي ندارد به نام خودشان بزنند يا هر غلط ديگه اي كه ميخوان بكنن خيالي نيس ما كه دست به اعتراضمون خوبه.
ما همه خوبيم...
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

پ.ن ۱: تمام مشکلات ملت حل گشته و دوستان که نگران حال خانزاده کامران نجف زاده بودند از نگرانی درآمدند و کامنت نیز گزاشته اند که امیر کیان نجف زاده بدنیا آمد ! به ملت تبریک گفته و سه روز شادباش و تعطیلات عمومی را اعلام میکنیم!
پ.ن ۲ : لااقل میتونیم بی ادعا باشیم نه؟

لينك مطلب | جمعه 31 فروردین1386 | 













يه آقا كوچولويى ، يه نامه اى براى خدا نوشته و گفته :
- خدا جون ، ممنونم كه يه داداش كوچولو به من دادى ، اما اونچه كه من خواسته بودم ، يه توله سگ بود نه يه داداش كوچولو !
_____________________
پ.ن 1 : راننده با 140 تا سرعت توي يه جاده  پر فراز و نشيب (منظور همون پر چاله چوله است ) لايي ميكشه  و قلبت مياد تو دهنت ! اونوقت تو حاضري ماشين تصادف كنه و حتي بميري ولي به اين يارو بگي كه مرتيكه اينجوري كه تو داري ميروني آخرش همين ميشه بعد دلت كلي خنك شه ولي تصادف نكني!
پ.ن 2 : نكبت كمت بود كه حالا نحس هم شدي زندگي؟
پ.ن 3 : به من چه كه پي نوشت ها هيچ ربطي به مطلب نداره ؟! اصلا حالش به همينه
پ.ن 4 : خاك بر سرت كنن كه اندازه اون آقا كوچولو هم دلت پاك نيس ( يه ربط كوچولو بين پ.ن و اصل مطلب پيدا شد!)
پ.ن 5 : چقد دلم ميخواد هي فرت و فرت پ.ن بنويسم !
پ.ن 6 : اين همه راه ميكوبي ميري دانشگه بعدش ميبيني استاد استادت كرده !
پ.ن 7 : بيكاري ها داري اينا رو ميخوني؟!
پ.ن 8 : من فهميدم چمه يعني فهموندنم ! نه اسكيزوفرني دارم نه افسردگي ، يه آقاي نسبتا محترمي كامنت گذاشته بود كه ساديسم دارم ! تازه ساديسم رو هم نوشته بود ساديس!
پ.ن 9 : سانديس!
لينك مطلب | چهارشنبه 29 فروردین1386 | 













حسين پناهيو رسالت من اين خواهد بود
تا دو استكان چاي داغ را
از ميان دويست جنگ خونين
به سلامت بگذرانم
تا در شبي باراني
آن ها را
با خداي خويش
چشم در چشم هم نوش كنيم

حسين پناهي
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
پ.ن ۱ : پسر همسايمون كه نصف منه با دختر همسايمون كه نصف پسر همسايمونه يعني درحقيقت يك چهارم منه مزدوج ناك شدن ، نميدونم چرا مامانم هي بهم ميگه خاك تو سرت !
پ.ن ۲ : اون زندگي نكبت بار واقعا نكبت باره ؟
پ.ن ۳ : من كه تا الان بيدارم اونوقت صبح كي پا ميشم يعني؟ با چي پا ميشم؟ با دمپايي؟!

لينك مطلب | دوشنبه 27 فروردین1386 | 













مزرعه...
زردی گندمزار...
مترسک می دانست تا او باشد
کلاغ ها از گرسنگی می ميرند
فردايش كلاغ ها سير بودند...
ـــــــــــــــــــــــــــ
پ.ن : عجب زندگی نکبتی شده !

لينك مطلب | پنجشنبه 23 فروردین1386 | 













شهرام جهانگيريشهرام . ج فرزند جهان كه مورد اتهام سرقت فرشهاي نفيس شركت پدرش قرار داشت تبرئه شد.
به گزارش خبرگزاري آدمك پرس ، سارق اصلي فرشها كه اشكان راد بود با اسم مستعار شهرام جهانگيري اقدام به سرقت اين فرشها كرده بود كه با پيگيري آقاجهان و با كمك سربازان گمنام امام زمان در هنگام فروش اين فرشها دستگير شد، و شهرام اصلي به كانون گرم خانواده بازگشت.
انتهاي پيام.
ـــــــــــــــــــــ
پ.ن ۱: در اولین واکنش نسبت به این واقعه !  مرسده راد كه با روشن شدن حقيقت مواجه گرديد به سر زندگي برگشت و دراظهار نظري پشيمانانه به شهرام جهانگيري گفت : تو عزيز دلمي دل انگيز.

پ.ن ۲ : از اینکه مجدانه پیگیر اخبار شهرام . ج هستید سپاسگزارم !

لينك مطلب | شنبه 18 فروردین1386 | 













بميرم براي غربتت...
ــــــــــ
پ.ن : تو نسكافه نميخواي ؟

لينك مطلب | پنجشنبه 16 فروردین1386 | 













هيچ‌گاه ويترينی نداشته‌ام
تا دلم را در آن به نمايش بگذارم.
در قامت يک فروشنده دوره‌گرد عاشق تو شدم.
از اين روست که تمام خيابانهای شهر
عشق مرا می‌شناسند

تو را در ميان کوچه‌ها فرياد کردم.
دستمال کثيفم به کنج خاطره‌ها خزيده
و چرخ دستی‌ام
- با نقشهايی از گل بابونه -
تمام زندگيم بود

تو را برای کودکان بی‌کس فرياد کردم.
روزهای جمعه به جای يکشنبه‌ها
و شبها به سمت بالای شهر

شب و روز در تلاش بودم
تا انگار عشقِ دربندمان را رها سازم.
افسوس ... دو مامور ضبط کردند بساطم را
با آخرين قسط چرخ دستی ، تو هم رفتی ...
...
حال، در قامت يک ديوانه دوستت می‌دارم
و تمام ديوانه‌های شهر
عشق مرا می‌شناسند ...

فخرالدين کوشه‌اوغلو

لينك مطلب | یکشنبه 12 فروردین1386 | 













من اسکیزوفرنی دارم...
از نوع حاد

شاید هم افسردگی...

من... من نسکافه ميخوام. من نسکافه ميخوام...

لينك مطلب | سه شنبه 7 فروردین1386 | 













اى كسانى كه معتقديد خدايان همه خوبى اند ،
و انسان ، همه بدي است .
بنگريد كه خدايان عليم
چگونه از انسان ستمكش غافلند                                             
و انسان ،
با همه ى سرگشتگى خويش
چگونه باز هم ،
از شيرينى محبت و سپاس
آكنده است ...
"هرمان ملويل"
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
پ.ن ۱ : سال نو مبارک
پ.ن ۲ : این هم اولین نوشته ۱۳۸۶

لينك مطلب | جمعه 3 فروردین1386 | 












Home | Archive | Contact US | RSS