تبليغاتX
آدمک

هیچ کس نفهمید چه طور شد.خود او هم ملتفت نشد .فقط وقتی که سه تار او با کاسه ی چوبی اش به زمین خورد و با یک صدای کوتاه و طنین دار شکست و سه پاره شد و سیم هایش ، درهم پیچیده و لوله شده، به کناری پرید و او مات و متحیر در کناری ایستاد و به جمعیت نگریست ؛ پسرک عطر فروش که حتم داشت وظیفه ی دینی خود را خوب انجام داده است ، آسوده خاطرشد .از ته دل شکری کرد و دوباره پشت بساط خود رفت و سرو صورت خود را مرتب کرد و تسبیح به دست مشغول ذکر گفتن شد.
تمام افکار او ، هم چون سیم های سه تارش درهم پیچیده و لوله شده در ته سرمایی که باز به دلش راه می یافت و کم کم به مغزش نیز سرایت می کرد ، یخ زده بود و در گوشه ای کر کرده افتاده بود . و پیاله امیدش همچون کاسه ی این ساز نویافته سه پاره شده بود و پاره های آن انگار قلب او را چاک می زد .

              « از كتاب سه تار ، جلال آل احمد »

 

+ اين قسمت از كتاب اين روزها بيانگر حال و روز من شده ، با اين تفاوت كه پسرك عطرفروش جاي خود را به پسرك مترجم داده است ...

+ بازي هركول رُ كه چهار سال پيش سرِ زودتر تموم كردنش با خواهرم كل انداخته بودم و نيمه تموم ولش كرده بودم ، ديروز تمومش كردم !

لينك مطلب | شنبه 15 تیر1387 | 













خاموشی دری از درهای حکمت است
                                                  « امام علی (ع) »
.
.
.
.

ارسال رونوشت براي الصاق در بورد
                                               امضا : وزارت نيرو !

لينك مطلب | یکشنبه 9 تیر1387 | 













كتاب مزخرفيه
فك كنم سركاريه !
ميترسم وقتي به آخرين صفحه كتاب رسيدم نوشته باشه همشو خوندي ؟!
ولي در عين مزخرف بودن بعضي ميني مال هاش ميچسبه
البته تنها نكته اي كه باعث ميشه خوندنش قابل تحمل باشه خوردن چاي دوغزال معطر به همراه بيسكوئيته !


+ براي يه داستان چند خطيش كه تو سي ثانيه ميخوني بايد دوساعت فك كني تا دوزاريت بيفته كه اي كه گفته يعني چه ، منم كه IQ م درحد تيم ملي !
+ تو چشم انداز 5 ساله اي كه براي خودم در نظر گرفتم كتابايي كه از نمايشگاه سه سال پيش به اين ور رودستم مونده رُ ميتونم تموم كنم !

لينك مطلب | چهارشنبه 5 تیر1387 | 













خداوندا!
دردم را بیشتر کن
زخمم را چرکین تر
تبم را تندتر
و چنینم نگه دار، مبادا که آرامش، فراموشی بیاورد

خداوندا!
از پاداش، معافم کن
از بخشش، نا امیدم کن
از بهشت، مایوسم کن
تا هرچه می کنم به سودای انعام تو نباشد.

خداوندا! اگر داشتن، ذلیل داشتنم میکند
ندارم کن
اگر کاشتن، اسیر چیدنم میکند
بیکارم کن

خداوندا!
نا امید از معجزه‌ام کن
بی اعتقاد به دست غیبم کن
کافرم کن، رهایم کن.

خداوندا!
با ماندار باش!
اگر نیستی
اگر زاده تصوری
و اگر به پایان خویش رسیده‌ای
منطقم را استواری بخش تا نبودت را به نیکوترین وجهی اثبات کنم
و سخنم را چنان موثر ساز که شک دربود و نبودت را از دلها برانم
خداوندا ! همتم را برای انکارت هزار هزار برابر کن ...
                                                   « نادر ابراهيمي »

+ خدايا قطره ای از دریای بیکران الطافت کفایتم میکند و مرا لبریز می گرداند ... از بخشندگي ات بسيار شنيده ام !
+ تولدم مبارك !

لينك مطلب | شنبه 1 تیر1387 | 












Home | Archive | Contact US | RSS