و ما تيغي در دست
تا رگ خود را بزنيم ...
+ الف تا ي جان نسبتا عزيز! به جان مامان گشتاسب نفهميدم چي گفتي!
+ داداش آبجي اخوي همشيره : اين وبلاگ مگه سنگ قبره كه هركي فاتحه بلد نيس بخونه فقط گل ميزاره تو كامنتا؟! لااقل قبلش با آب بشورين!
+ خوب انسان نمیتونه همزمان کنار چشم این کشور گربه ای هم آش بخوره هم اینکه هرروز آپ باشه!
+ بدینوسیله اعلام میکنم که زنده هستم و هرگونه شایعات سایت های مغرض درباره کشته شدن اینجانب در اغتشاشات اخیر از بیخ و بن تکذیب می شود !
+ چی ؟ میگی پس این حرفا چی بود؟ نه جانم خودم حالیمه اینا حاشیه بود نه حرف خاص!
به خاطر همه چي ...
مرد جواني ميخواهد گزارش كارشناسي هوا را انجام دهد ، نقشه به رنگ زرد است ، خبر تازه اي به دستش ميرسد كه از هرجاي كشور كه تماس حاصل فرماييد هزينه تماس فرق نفوكوله و هزينه جابجايي خبر يُخ !
نماي دوم :
روز ، داخلي ، تلويزيون ، بازم پيام بازرگاني :
چند تا پسر قشنگ نشستن دارن فوتبال نگا ميكنن ، تصوير كات ميخورد به گوشي موبايل كه لب پنجره گزاشته شده تا بلكه اونجا آنتن بده ، موبايل زنگ ميخوره ، پسري كه لباسش زرده ميره همون لب پنجره وايميسه تا مبادا آنتن قط بشه ، در نتيجه فوتبال براي اين زردامبو هوتوتو ميشود
تصوير دوباره كات ميخورد به يكي ديگر از پسرهاي قشنگ كه لباسش زرد نيست ، موبايل طرف زينگولي ميخوره و روي همون مبل درحال تماشاي فوتبال جواب تيليف رو ميده. فيد اوت
نتيجه گيري اخلاقي : شما به هم بتوپيد ، ما بهتون ميخنديم !
نتیجه گیری ارتباطي - مخابراتي : هيچكدومتون هیچ [بـیــــــــپ]ی نیستین !
+ پیش از تو هیچکس اینچنین شاهوار بر قلمرو دلمان سلطنت نکرده بود ...
+ براي يه داستان چند خطيش كه تو سي ثانيه ميخوني بايد دوساعت فك كني تا دوزاريت بيفته كه اي كه گفته يعني چه ، منم كه IQ م درحد تيم ملي !
+ تو چشم انداز 5 ساله اي كه براي خودم در نظر گرفتم كتابايي كه از نمايشگاه سه سال پيش به اين ور رودستم مونده رُ ميتونم تموم كنم !
خداوندا!
از پاداش، معافم کن
از بخشش، نا امیدم کن
از بهشت، مایوسم کن
تا هرچه می کنم به سودای انعام تو نباشد.
خداوندا! اگر داشتن، ذلیل داشتنم میکند
ندارم کن
اگر کاشتن، اسیر چیدنم میکند
بیکارم کن
خداوندا!
نا امید از معجزهام کن
بی اعتقاد به دست غیبم کن
کافرم کن، رهایم کن.
خداوندا!
با ماندار باش!
اگر نیستی
اگر زاده تصوری
و اگر به پایان خویش رسیدهای
منطقم را استواری بخش تا نبودت را به نیکوترین وجهی اثبات کنم
و سخنم را چنان موثر ساز که شک دربود و نبودت را از دلها برانم
خداوندا ! همتم را برای انکارت هزار هزار برابر کن ...
« نادر ابراهيمي »
+ خدايا قطره ای از دریای بیکران الطافت کفایتم میکند و مرا لبریز می گرداند ... از بخشندگي ات بسيار شنيده ام !
+ تولدم مبارك !
+ به اون جشنواره عجایب جوایز قند وچای و ماکارونی رو هم اضاف کنید! مقدارشم به انتخاب خودتون ، تريپ دست و دلبازيه !
+ راي دادگاه : با توجه به شواهد و قرائن و اظهارات شهود و بازرسي از صحنه جرم و نظر به اينكه تبر در قلب بت بوده است و باتوجه به اعلام نظر پزشكي قانوني علت تامه مرگ خودكشي بوده و ابراهيم تبرئه ميگردد ...
+ فردا آتش براي ابراهيم گلستان خواهد شد ...
+ ختم جلسه دادرسي .
+ باید اینگونه مرد شویم !
+ از همه سخت تر بند سوم بود !!
+ و دیگر هیچ ...
+ فقط باید مواظب باشی توی چاه نیفتی ...
+ دانلود کنید : آلبوم نیوه مانگ اثر حسین علیزاده که به خاطر بعضی مسایل ارشادی ! در ایران منتشر نشد (لینک از عاشقانه)
+ انگار که رخت چرک هایت را شسته باشی !
+ قبول دارید که بهار ، مزخرف یا شایدم مضخرف ترین فصل سال است ؟!
DVD كنسرت نياوران لطفي رُ با هزار شوق ميخريم و با هزار تا شوق ديگه باز ميكنيم و ميبينيم كه داخل پك فقط بروشور گذاشتن و DVD لاموجود !
از اين مردك خوشمان آمده وحشتناك !
خوب كه دقت ميكنيم ميبينيم كه راست ميگويي ، همان فروند برازنده تر است مارا ( به كوري چشم بعضي ها كه از رأس خوششان مي آيد !)
ده هزار تومن ارزش بروشور رُ نداره ولي ارزش اولين DVD باكيفيت استاد رُ داره ( با ديوار نيستما با توام !)
+ ضدحال یعنی اینکه فک و فامیل دم عیدی تازه یادشون بیفته که باید بمیرن !
+ کشک بودن زندگی احتمالا بهتر از کشک بودن عشق باشد شاید !
پاسخ به سوالات شرعی ورزشی در کامنت ها !
+ پیوندهای روزانه خیلی وقت بود داشت خاک میخورد ، نزديك عيده ديگه بايد خاك تكوني كرد !

+ ساعت 3 نصفه شب كرم ريزي م گل ميكنه و پا ميشم Miss بندازم بعد ميبينم پيغام waiting ميفته رو گوشي يعني طرف داره مناجات ميكنه ! صادق جان ميخواي لو بدم كه منظورم تويي؟ نه ميخواي ؟! D:
+ لبيك يا خدمت مقدس آشخوري ! ( به عبارتي معادلش ميشه گند زدن به كنكور كارشناسي ارشد! )
+ خو ميخواي تلافي كني چرا از كيسه خليفه كامنت ميزاري ؟! صادق جان ميخواي بازم لو بدم كه اين كامنتا هم كار توئه ؟! حيف كه نميخوام رسوا بشي وگرنه به ملت ميگفتم كه كار توئه ! تازشم از اين به بعد تابلو كامنت نزار يه جوري بنويس كه ملت باور كنن (:<
+ به دلیل بارش برف و مصادف شدن با ایام محرم و سپس دهه فجر و در انتها عید نوروز مملکت تا اردیبهشت ماه تعطیل است
+ خوب بعضی موقع ها آدم دوست داره هویجوری پی نوشت بنویسه بعد اونوخ هیچی پیدا نمیکنه مجبور میشه sms بنویسه !
در پايان توصيه ميشود براي گرم كردن خود و محيط خود از نفتي كه بر سر سفره هايتان موجود مي باشد استفاده نماييد !
شيرين سخت ، سخت شيرين :
لحظه ها را خواهم گفت كه نگذرند تا تو بر آنها بگذري ، ديگر در هيچ كوچه اي آفتابي نخواهم شد تا تو پنجره ها را برايم بگشايي.
عين عقل...ديگر از دست ساقي اي باده نخواهم گرفت تا روزي كه تو پيمانه ات را بر سر بازار بياوري
دلهره دوست داشتني ام ... ستاره ها را هر شب سوگند بده تا از سياهي شبهاي من برايت بگويند.
مَنات من ... تو را پرستيدن يمن توحيد است و تو را نپرستيدن عين شرك.
عُزّي من ... از تو بورائي خواهم ساخت كه هندوها بر سر توبه به پرواز درآيند.
حسرت هميشگي ام ...شبهاي ابري ، آسمان دل من ابري ترين آسمان كهكشانهاست.
غنچه من ... تا تو نشكفته اي به غنچه ها خواهم گفت نشكفند ، با خود غنچه ياسي بياور تا معلومت كنم كه تكان لبان گرم توست كه به ياس ها اجازه شكفتن مي دهد.
بت نازم ... برايت قصه اي خواهم ساخت تا شاه پريان آن تنها تو باشي.
ابتلاي من ... مبتلا شدن به تو عين تندرستي است و تنها بيماران تو كاميابند.
ابتداي من ... با تو آغاز كردن ، انجامي ديگر است ، پس هميشه آغازم بمان.
انتهاي من ... اگر خواستي بيايي ، فانوس خيالت را برايم بياور تا در سوسوي آن ، خلوت پاكي در قدحت بريزم.
سوال من ... تو سراسر سوالي ...سوال همه جوابها...جواب همه سوالها ! سوال از تو عين جواب است...تو عين جوابي و سوال را آنجا مي پرسند كه جواب بخواهند !
لبريز من ... مرا لبريز از لبريز كن.
اشتباه من ... با تو اشتباه كردن ، شيرين ترين درست زندگي هاست.اشتباه با تو يعني عين صواب.
بهانه شيرين من...
بي رنگ ترين من ... شبي پا به روياهاي رنگين من بنه تا با تو حكايت از هزارويك عشق كنند.
فراموشي من ... هميشه به ياد چشمانت گل نرگسي را آب خواهم داد و به ياد لبان آتشين تو گل سوسني را به بوسه...
در ياد تو بودن يعني فراموشيِ غير تو...فراموشترينم باش اما باش.
قمار من...« در قمار عشق خود را مي نمودي خوش حريف خوش حريفي از حريف آزاريت معلوم شد»
جز تو چيزي ندارم تا ببازم...همه چيزم را به خاطر تو باخته ام...اگر اينبار با من قمار كني ، تو را به تو خواهم باخت...
هميشه من...در لحظه هايم نمي داني كه چگونه چون رود جاري هستي. مي دانم تو نميداني و نخواهي دانست كه زمان با تو بودن نخواهد گذشت و هميشگي است. با تو كه هستم حتي ثانيه ها جرأت چرخيدن را از خود دور مي كنند ، چرا كه تو هميشه مني.
هرگز من ... هر وقت در خم كوچه ات چشمان خمارم را به تو دوخته ام بي رحمانه به من هرگز گفته اي...نكند تو همان هرگزي ... همان هرگزي كه ليلي نازآفرين به مجنون گفت و او را سوخت
همان هرگزي كه ابليس به خدا گفت و به آدم سجده نكرد. آري يقين دانستم كه تو همان هرگزِ هميشه تاريخ بوده اي... تو همه جا بوده اي اما هر جا كه بوده اي هرگز نبوده اي.
پس هرگز من ... به جز من هرگز كسي مباش. هميشه ، هرگز من باش ...
مهربان : خیلی برایم مهمی ...
هيچگاه شاعر خوبي نخواهم شد
كه براي مهرباني ات
قافيه ها ، واژه ها را
و غزل ها ، تو را
درك نخواهند كرد...
بغض آسمان
و انتظار سنگفرش هاي خيابان
بي اعتنايي عابران رهگذر
به باران چشمانم
و برگهايي كه گام هايم را عاشقانه به آغوش ميكشند
در خيالم به اين عشق حسوديم مي شود
آسمان نيز حسودي اش مي شود
نه به عشق برگها
كه به اشك هايي
كه براي عشقت از گونه ام سُر ميخورد
بارانش را شروع ميكند
عابران چتر خود را باز ميكنند
حالا ديگر اشك هايم را باران ميشويد
اشك هايم
ديگر ديده نمي شوند...
مهربان : هر روزي كه نمي آيي، غم ، جاي خالي ات را در دلم پر ميكند...
كاش آن لحظه كه تقديم تو شد هستي من
مي سپردم كه مواظب باشي
جنس اين جام ، بلور است
پر از عشق و غرور
مبادا كه بازيچه شود
مي شكند...
مهربان : دیگر برایم اهمیتی ندارد که مخاطبان وبلاگ در موردم چه فکر میکنند ، ردپايت را كه در اين دنياي وارونه مي بينم اشك در چشمانم حلقه ميزند ، كدامين نقاب را به صورت زده اي كه مهرت نقاب از رخم برگرفت ، سخن از كدامين خوبي من ميگويي كه "از خوبي تو بود كه من بد شدم"...
صداي پاي سوم شخص كه مي آيد
به خيال دوم شخص
خاطرم از اول شخص زدوده می شود
...
چشمانم خيره به صداي گام ها
...
افسوس
كه سوم شخص غايب
كنون
كسي نيست
جز سوم شخص حاضر
...
و تمامي دوم شخص ها
باز هم غايب اند ...
مهربان :باران ديده ام هنوز آتش دلم را خاموش نكرده ،كاش حال و روز دلم را ميديدي ، كاش نگاه گرم و مهربانت باز هم با نگاه سرد و باراني ام روبرو مي شد ...
فقط براي تو : باور كن كه كلمات بر زبانم جاري نمي شود ، نميدانم چه بايد بنويسم كه "عشق تو نوشتني نيست" شايد اگر به اين دنياي وارونه ام آمدي بدان كه تمام اين سطرها فقط برای تو نوشته می شود.بدان كه وقتي مي آیی نفسم تنگ ميشود ، بدان كه زبانم لکنت میگیرد، مجسمه میشوم، شايد اين را خودت هم فهميده باشي ، "فلاني جان" : دلم گُر گرفته ، کاش میدانستی که چه آشوبي در دلم به راه افتاده است ، دلتنگيم مثل مهربانيت تمامي ندارد ، كاش اين همه مهربان نبودي ، كاش هيچ وقت نمي ديدمت ، كاش هيچ وقت نمي آمدي ...
سايه اي بر دل ريشم فكن اي گنج مراد
كه من اين خانه به سوداي تو ويران كردم
پ.ن 1 : با نيما دكّون اجاره كرديم ، چند روزه مشغول طراحي دكوراسيونش بوديم ، نمودارمون رسم شد ! بهش ميگم اسم مغازه رو بزاريم پت و مت !
پ.ن 2 : آقا رضا كفترباز ما رو هم طلبيد ، شنبه بعد ازظهر حركتمونه ، اگه تونستم از اونجا آپ ميكنم اگه نتونستم هم از اونجا آپ نميكنم !
پ.ن 3 : اگه يه روزي حوصله م گرفت عكساي دكّون شاهكارمون رو ميزارم براتون ، اگه حوصله م گرفت !
و من الله توفيق
آدمک
این هم اصل خبر !
پ.ن 1 : اين هم نمايي از مهرورزي همان قديس مذكور !
پ.ن 2 : اصل 24 قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران : "نشريات و مطبوعات در بيان مطالب آزادند مگر آنكه مخل به مباني اسلام يا حقوق عمومي باشند." واقعاً !
پ.ن 3 : با اينكه از فرزاد حسني خوشم نمياد ولي ديگه اينجام گير كرده بود...!!
حرف بي ربط 1 : جناب آقاي نويد مهر عزيز يا همان طوبي خودمان متصف به واژه "بابا" گشته اند. از همین تريبون ! به ايشان تبريك ميگوييم .شما نيز براي پيشگيري از سرخوردگي وي يك تبريك بگوييد بهشان!
حرف بي ربط 2 : اي هر چي درد و بلاي حامد حداده بخوره تو سر ژنرال !!!
پ.ن ۱ : نمای اول :وفات حضرت زینب است ، تلويزيون دارد رنگين كمان نشان ميدهد ، آقاي افتخاري هم "دل را ببين" ميخواند، هیچ شبکه ای سیاه نزده.
نماي دوم : يك عالم رباني در ۸۶ سالگي متاسفانه و متاسفانه (چون ۸۶ سال خیلی کمه) بصورت جانگداز و ملكوتي دار فاني را وداع ميگويد ، تمام شبکه های تلویزیون نوار سیاه میزنند...
پ.ن ۲ : این نظر یکی از دوستان است بدون شرح:
"شرمنده اما ميخوام بگم در وبلاگتو ببند بيخيال اين صحبتها شو
خيلي مفتضحانه است وبلاگت نه فرهنگي نه اجتماعي نه سياسي نه ضد اقتصادي نه ورزشي نه ديني نه هر چي كه فكرشو بكني براتون متاسفم اما وبلاگتون در حد يادداشتهاي روزانه هم نيست من اون ادمكي رو كه هميشه وادارم ميكرد از سر درسم بلند شم و بيام پاي اينترنت رو مقبول ميدونم نه اين ادمك نما رو..."
پ.ن ۱ : خوب كه برميگردم نگا ميكنم ميبينم طوبي راست ميگه ،وبلاگ شده مسنجر ، حاشيه هم بر متن چربيده ، سعي ميكنيم متحول بشيم !
پ.ن ۲ : بابا هشت تا پست داره ميگذره ، چه سيريشي هستين ها ، اون خواهرزاده مه !! ح.ب هم يعني حرف بي ربط ! همين
پ.ن 1 : help me plz
پ.ن 2 : ميبيني كه با حفظ عبارت قبلي ، از عبارت بعدي هم استفاده ميكنم ! ( يحتمل از فواميل ! غلامحسين الهام ميباشم !)
ح.ب 1 : اي كساني كه سوني اريكسون داريد بدانيد و آگاه باشيد كه درهاي توبه هميشه به روي شما گشوده است پس اگر آن انجام كنيد خداوند شما را از عذاب دوزخ برهاند . فأن تُبتُمْ فَهُوَ خيرٌ لَكُمْ (سوره توبه)
ح.ب 2 : N95 كيس خوبي ميباشد !
ح.ب 3 : اگه اون مغزهاي فندقي تون ياراي درك ح.ب رو نداره لااقل مثّ آ سد حسين معاني جالب انگيز در كنيد. همتون كل يوم افكارتون منفيه !